فیلتر های فروشگاه
فیلتر براساس قیمت:
اندازه
نوع کاغذ
جنس
نوع کاور
فال
صنایع دستی
خودکار و روان نویس
چاپ داخل
خط
مترجم
کتاب رباعیات خیام از آن دست کتابهایی است که خواندن یکباره آن نیاز علاقهمندان را برطرف نمیکند؛ باید با آن زیست، بارها ورقش زد و در فاصلههای کوتاه زندگی به سراغش رفت. نسخه جیبی رباعیات خیام دقیقا از همین نیاز میآید؛ همراهی همیشگی با شعری که میخواهد در زندگی جاری شود. این قالب کوچک فرصتی فراهم میکند تا اندیشه خیام نه در قفسه کتابخانه، بلکه در لحظههای روزمره، در مکثهای کوتاه، در سفر، انتظار یا تنهاییهای مختصر دوباره جان بگیرد و معنا شود. با ما همراه شوید تا به جهان پر رمز و راز رباعیات خیام سفر کنیم.
رباعیاتی که دیر شنیده شدند
رباعیات خیام عنوان مجموعهای است از رباعیهای منسوب به عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری؛ اشعاری که در سدههای پنجم و ششم هجری به زبان فارسی سروده شدهاند و بیش از هر چیز بازتاب نگاه فلسفی، پرسشگر و گاه تلخاندیش او به زندگی، زمان و سرنوشت انساناند.
این رباعیها در دوران زندگی خیام هرگز بهصورت رسمی گردآوری نشدند. فضای تعصبآلود زمانه و جایگاه علمی خیام باعث شد اشعارش پنهان بماند و تنها در میان حلقهای محدود از دوستان نزدیک یا بهصورت پراکنده در حاشیه جنگها و کتابها ثبت شود. انتشار رباعیات سالها پس از مرگ او آغاز شد و همین امر سبب شد هم در تعداد رباعیها و هم در اصالت برخی از آنها اختلاف نظرهای جدی میان پژوهشگران پدید آید.
نکته شگفتانگیز آن است که خیام در زمان حیات خود بیش از آنکه بهعنوان شاعر شناخته شود، ریاضیدان و فیلسوفی برجسته بود و معاصرانش چندان از این رباعیات که امروز نام او را جهانی کردهاند، آگاهی نداشتند. با این حال در چند قرن اخیر رباعیات خیام به یکی از پرخوانندهترین متون ادبی جهان بدل شده، به زبانهای گوناگون ترجمه شده و بارها تصحیح و بازخوانی شده است؛ گویی صدایی که قرنها در حاشیه مانده بود، سرانجام جایگاه اصلی خود را یافته است.
خیام؛ اندیشمندی فراتر از یک شاعر
عمر خیام نیشابوری با نام کامل غیاثالدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری از چهرههای کمنظیر فرهنگ و دانش ایران در روزگار سلجوقی است؛ اندیشمندی که در ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی در نیشابور زاده شد و در ۱۲ آذر ۵۱۰ خورشیدی در همان شهر چشم از جهان فروبست. او را با نامهایی چون «خیامی»، «خیام نیشابوری» و «خیامیالنیشابوری» نیز میشناختند و در زمان خود بیش از هر چیز بهعنوان فیلسوف، ریاضیدان و ستارهشناس آوازه داشت.
در گذشته جایگاه علمی خیام بهمراتب فراتر از موقعیت ادبی او بود؛ تا آنجا که لقب «حُجّةالحق» به او داده بودند. معاصرانش او را دانشمندی ژرفاندیش میدانستند، نه شاعری نامدار. با این همه گذر زمان مسیر شهرت خیام را دگرگون کرد و امروز نام او بیش از هر چیز با رباعیاتی گره خورده است که نگاهی فلسفی، پرسشگر و گاه عصیانزده نسبت به هستی دارند و شهرتی جهانی یافتهاند.
خیام در عرصه دانش نیز کارنامهای درخشان دارد. از مهمترین دستاوردهای او مشارکت در اصلاح گاهشماری ایران در دوران وزارت خواجه نظامالملک و پادشاهی ملکشاه سلجوقی است؛ تقویمی که از دقیقترین نظامهای زمانی تاریخ بهشمار میآید. در ریاضیات پژوهشهای او درباره معادلات درجه سوم و بررسی اصل پنجم اقلیدس نامش را در تاریخ علم ماندگار کرده و بهواسطه آن جایگاهی مستقل و مهم در اندیشه ریاضی یافته است.
با این همه رباعیات خیام بودند که قرنها بعد او را به چهرهای جهانی بدل کردند؛ بهخصوص پس از ترجمه این اشعار به زبانهای مختلف. ترجمه انگلیسی رباعیات توسط ادوارد فیتزجرالد نقش مهمی در شناساندن خیام به مغربزمین داشت و او را از دانشمندی برجسته به شاعری جهانی بدل کرد؛ شاعری که هنوز هم صدایش ذهن انسان معاصر را به تامل وامیدارد.
ویژگیهای ادبی رباعیات خیام
رباعی قالبی ناب و اصیل در شعر فارسی است؛ قالبی که زاده ذوق ایرانیان است و در چهار مصراع جهانی از معنا را جای میدهد. در این ساختار فشرده مصراعهای نخست، دوم و چهارم همقافیهاند و مصراع سوم آزادی بیشتری دارد. وزن رباعی نیز وزنی خاص و شناختهشده است که آهنگ آن با عبارت «لا حول و لا قوّه الّا بالله» سنجیده میشود. همین ایجاز و کوتاهی رباعی را به دشوارترین نوع شعر بدل کرده است؛ چرا که شاعر مجال زیادهگویی ندارد و باید اندیشه نهایی را با نهایت دقت معمولا در همان مصراع پایانی فرود آورد.
در چنین میدانی خیام نه تنها کم نمیآورد، بلکه میدرخشد. او نشان میدهد که در کنار جایگاه علمی و فلسفیاش از طبعی توانا و ذوقی سرشار برخوردار بوده است. رباعیات خیام نه تقلید از پیشینیاناند و نه دنبالهرو جریانهای رایج زمانه؛ او در زبان، اندیشه و شیوه بیان صاحب سبک است. ابزار اصلی او ایجاز است؛ سخن کوتاه، دقیق و عمیق. خیام با سادهترین واژهها پیچیدهترین پرسشهای هستی را پیش میکشد، بیآنکه زبانش تصنعی یا سنگین شود. تشبیهها و استعارههایش ظریف، حسابشده و رواناند و همین سادگی استادانه است که شعر او را ماندگار کرده است.
یکی از برجستهترین ویژگیهای رباعیات خیام دقت او در بهکارگیری واژگان است؛ علیالخصوص در نسبت میان فارسی و عربی. او یا کاملا فارسی میسراید یا اگر از واژهای عربی بهره میگیرد، آن را آگاهانه و حداقلی بهکار میبرد تا بار معنایی خاصی را منتقل کند. این انتخاب زبانی، در روزگاری که زبان عربی زبان غالب علم و دین بود و حتی قرنها بعد نیز شعر فارسی آکنده از لغات عربی شد، اهمیتی دوچندان دارد. همین ویژگی خیام را همچون فردوسی از بسیاری از شاعران دیگر متمایز میکند و به رباعیات او هویتی شفاف، مستقل و کمنظیر میبخشد.
مضامین رباعیات خیام
رباعیات خیام را نمیتوان صرفا مجموعهای از شعرهای کوتاه دانست؛ این رباعیها مواجههای بیواسطه با زندگیاند، مواجههای که در آن خیال شاعرانه جای خود را به تاملی صریح، گاه تلخ و گاه رهاییبخش میدهد. خیام نه موعظه میکند و نه پاسخهای قطعی میدهد؛ او سوال میپرسد، تردید میآفریند و مخاطب را ناچار به اندیشیدن میکند. به همین دلیل رباعیات او در طول قرنها هم الهامبخش بودهاند و هم محل مناقشه. در ادامه مهمترین مضامین فکری و ادبی رباعیات خیام را مرور میکنیم.
راز آفرینش و حیرت هستیشناسانه
بخش قابل توجهی از رباعیات خیام در مدار شگفتی و سرگشتگی در برابر آفرینش میچرخد. او با نگاهی فلسفی به ناتوانی عقل بشر در فهم راز هستی اشاره میکند و اعتراف میکند که حتی خردمندترین انسانها نیز از گشودن این معما ناتوان ماندهاند. خیام برخلاف بسیاری از متفکران وانمود به دانایی نمیکند؛ بلکه صادقانه به ندانستن میرسد و همین اعتراف نقطه قوت اندیشه او است. پرسشگری، هسته مرکزی این رباعیات است.
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت
هر کس سخنی از سر سودا گفتند
زآنروی که هست کس نمیداند گفت
جبر، تقدیر و ناتوانی انسان
جبر یکی از محوریترین مضامین در رباعیات خیام است؛ مفهومی که در بستر فکری زمانه او نیز ریشه داشت. خیام انسانی را تصویر میکند که در برابر مرگ، حوادث و بیعدالتیهای جهان اختیار محدودی دارد. او از سویی تقدیر را انکار نمیکند و از سوی دیگر سادهلوحانه همه چیز را به چرخ فلک حواله نمیدهد. نگاه او تلخ، اما واقعگرایانه است؛ انسانی که در جهانی پیچیده رها شده است و راه گریزی از مرگ و فنا ندارد.
بر من قلم قضا چو بی من رانند
پس نیک و بدش ز من چرا میدانند
دی بی من و امروز چو دی بی من و تو
فردا به چه حجتم به داور خوانند
بیاعتباری دنیا و ناپایداری انسان
خیام از نامدارترین شاعران فارسیزبان در بیان بیدوامی جهان است. در رباعیات او شکوه و قدرت، فقر و ثروت و شادی و اندوه همگی گذرا و ناپایدارند. او حتی چرخ فلک را نیز درماندهتر از انسان میداند و باور دارد که نسبت دادن سعادت و شقاوت انسان به گردش افلاک سادهسازی یک مسئله پیچیده است. جهان از نگاه خیام صحنهای موقت است و انسان، رهگذر لحظهها.
در خواب بُدَم مرا خردمندی گفت
کز خواب کسی را گل شادی نشکفت
کاری چه کنی که با اجل باشد جفت؟
می خور که به زیر خاک میباید خفت
نفی جاودانگی پس از مرگ
در برخی رباعیات خیام به صراحت یا تلویح جاودانگی فردی انسان پس از مرگ را نفی میکند. او مرگ را بازگشت عناصر بدن به چرخه طبیعت میبیند؛ ذراتی که میپوسند، پراکنده میشوند و در اشکال تازهای از حیات مادی ظاهر میگردند. این نگاه بیش از آنکه انکارگر باشد، تاملبرانگیز است و مخاطب را به بازاندیشی درباره مفهوم بقا و فنا دعوت میکند.
از جملهٔ رفتگان این راه دراز
بازآمده کیست تا به ما گوید راز!؟
پس بر سر این دو راههٔ آز و نیاز
تا هیچ نمانی که نمیآیی باز
هرچه باداباد؛ رهایی از اضطراب فردا
در گروهی از رباعیات خیام انسان را به بیاعتنایی نسبت به دغدغههای بیپایان دعوت میکند. این «هرچه باداباد» نه از سر بیمسئولیتی، بلکه واکنشی است به ناپایداری جهان. خیام میخواهد انسان از اسارت نگرانیهای بیثمر رها شود و لحظه اکنون را دریابد؛ لحظهای که تنها دارایی قطعی بشر است.
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نی نشان خواهد بود
زین پیش نبودیم و نَبُد هیچ خلل
زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
می، شادی و فراغ خاطر
اشاره مکرر خیام به می و شادی یکی از جنجالیترین جنبههای رباعیات او است. این مضمون سبب شده برخی او را لذتپرست یا لاابالی بدانند؛ در حالی که بسیاری از پژوهشگران بر جنبه استعاری می تاکید کردهاند. در سنت ادبی فارسی می اغلب نماد رهایی، فراغ خاطر یا اعتراض به ریاکاری زاهدان است. حتی صادق هدایت احتمال میدهد که مدح اغراقآمیز شراب در رباعیات خیام نوعی تمسخر اهل تظاهر و زهد دروغین باشد.
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بندهٔ آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
هیچانگاری و پرسش از معنای زندگی
در بخشی از رباعیات خیام با صراحت از «هیچ» سخن میگوید؛ از پوچی، بیهدفی و سرانجام نامعلوم زندگی. اما این هیچانگاری لزوما به یاس مطلق ختم نمیشود؛ بلکه نوعی مواجهه صادقانه با واقعیت است. خیام جهان را آنگونه که هست میبیند، نه آنگونه که دوست داریم باشد.
چون حاصل آدمی در این شورستان
جز خوردن غصه نیست تا کندن جان
خرم دل آنکه زین جهان زود برفت
وآسوده کسی که خود نیامد به جهان
دم را دریابیم؛ اغتنام فرصت
تقریبا یک سوم رباعیات خیام به مفهوم «دم را دریاب» اختصاص دارد. این اندیشه ریشه در سنتهای کهن ایرانی دارد، اما در شعر خیام به اوج خود میرسد. او زندگی را ترکیبی از رنج و لذت میداند و باور دارد اگر لذتهای کوچک و انسانی از آن حذف شوند، زیستن ارزشی نخواهد داشت. این نگاه نه ستایش خوشگذرانی، بلکه دفاعی است از حق انسان برای شاد بودن در جهانی ناپایدار.
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
چون آب به جویبار و چون باد به دشت
هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
روزی که نیامدهست و روزی که گذشت
در مجموع رباعیات خیام آینه ذهنی است که از تقلید میگریزد، از قطعیتها فاصله میگیرد و با شجاعت پرسشهای بزرگ هستی را پیش روی خواننده میگذارد؛ پرسشهایی که هنوز هم تازهاند.
اصالت رباعیات خیام؛ میان تردید و تشخیص
از آنجا که هیچ دیوان منسجم و قابل اتکایی از رباعیات خیام که همزمان یا اندکی پس از مرگ او تدوین شده باشد در دست نیست، مسئله اصالت نسخهها از همان آغاز محل اختلاف بوده است. همین خلاء تاریخی باعث شده است تعداد رباعیات منسوب به خیام و حتی اصل انتساب بسیاری از آنها همواره محل بحث و مناقشه میان پژوهشگران ایرانی و غربی باشد. نتیجه این اختلاف شکلگیری نسخهها و مجموعههای گوناگون و گاه کاملا متفاوت از رباعیات خیام است.
در این میان صادق هدایت یکی از سختگیرترین و البته تاثیرگذارترین پژوهشگران این حوزه به شمار میآید. او پس از سالها بررسی نسخههای کهن، تطبیق زبان، سبک و محتوای رباعیات در مقدمه ترانههای خیام با صراحت مینویسد که جمع شدن این همه اندیشه متناقض در ذهن یک شاعر حتی در طول یک عمر طولانی نیز ناممکن است. بر همین اساس هدایت تنها دوازده یا سیزده رباعی را بیتردید از آن خیام میداند و بخش بزرگی از رباعیات مشهور را یا ساخته دیگران یا حاصل دخل و تصرفهای تاریخی میخواند.
پژوهشهای بعدی نیز تا حد زیادی این نگاه محتاطانه را تایید کردهاند. بررسی نسخههای کهن معتبر از جمله نسخههای موجود در کتابخانهها و موزههای اروپایی نشان میدهد که شمار رباعیات قابل انتساب به خیام در خوشبینانهترین حالت حدود ۷۵ تا ۱۱۰ رباعی است. این در حالی است که در برخی مجموعههای متاخر گاه بیش از چند صد تا حتی چند هزار رباعی به نام او ثبت شده است؛ اختلافی که خود گواهی روشن بر آشفتگی سنت نسخهپردازی رباعیات خیام است.
با این همه رباعیات اصیل خیام نشانههایی دارند که آنها را از اشعار الحاقی متمایز میکند؛ سادگی ظاهری بیان، عمق فلسفی، خردگرایی و نوعی تردید بنیادین نسبت به امکان دستیابی به حقیقت نهایی. جهانبینی خیام بیش از آنکه به نفی مطلق یا اثبات قطعی برسد، به نوعی ندانمانگاری فلسفی نزدیک است؛ نگرشی که هستی را پیچیدهتر از آن میداند که بتوان با پاسخهای قطعی و ساده آن را فهمید. همین لحن یگانه است که رباعیات اصیل او را حتی در میان انبوه انتسابهای مشکوک همچنان زنده و متمایز نگه داشته است.
خرید و قیمت رباعیات خیام جیبی
نسخه جیبی رباعیات خیام بیش از آنکه صرفا یک انتخاب اقتصادی باشد، شکلی از همراه داشتن اندیشه است. قطع کوچک این کتاب باعث شده است رباعیاتی که ذاتا کوتاه، فشرده و تاملبرانگیزند، در قالبی متناسب با ماهیت خود عرضه شوند؛ کتابی که میتوان آن را در کیف یا جیب داشت و در لحظههایی کوتاه به خواندن آن مشغول شد.
از نظر قیمت رباعیات خیام در قطع جیبی معمولا در شمار مقرون بهصرفهترین نسخهها قرار میگیرد. تفاوت قیمتها بیشتر به عواملی مانند کیفیت کاغذ، نوع جلد، صفحهآرایی و ناشر بازمیگردد، اما در مجموع این نسخهها بهگونهای قیمتگذاری شدهاند که دسترسی به یکی از مهمترین متون اندیشهمحور ادب فارسی را برای عموم مخاطبان آسان کنند.
خرید نسخه جیبی رباعیات خیام برای کسانی که به مطالعه پیوسته، مرور مکرر اشعار و همنشینی روزانه با متن علاقهمندند، انتخابی سنجیده است. این قطع کتاب نه برای نمایش، بلکه برای خواندن طراحی شده است؛ برای آنکه شعر بیواسطه و بیحاشیه در زندگی جاری شود.
در نهایت اگر هدف از خرید رباعیات خیام خواندن مداوم و تامل تدریجی در مضامین آن باشد، نسخه جیبی با قیمت مناسب و سهولت در استفاده یکی از بهترین گزینهها بهحساب میآید. میتوانید رباعیات خیام جیبی را از مجموعه کالای نفیس خریداری کنید.
