فیلتر های فروشگاه
فیلتر براساس قیمت:
اندازه
نوع کاغذ
جنس
نوع کاور
صنایع دستی
خودکار و روان نویس
چاپ داخل
خط
منظومه لیلی و مجنون اثر ماندگار نظامی گنجوی، روایتی عمیق از عشقی نافرجام و جنونآمیز است که مرزهای عقل و عرف جامعه را درمینوردد. این داستان که ریشه در ادبیات شفاهی عرب دارد، با نبوغ بینظیر نظامی به شاهکاری یکپارچه در ادبیات فارسی تبدیل شد و سرگذشت دردناک قیس عامری را به تصویر میکشد. برای شناخت ریشههای این افسانه، خواندن خلاصه داستان و آشنایی با راهنمای خرید نسخههای مختلف این اثر کلاسیک، در ادامه این مطلب با ما همراه باشید.
| ویژگیهای اثر | توضیحات تکمیلی |
| نام منظومه | لیلی و مجنون |
| پدیدآورنده | نظامی گنجوی |
| جایگاه در آثار شاعر | سومین مثنوی از مجموعه خمسه (پنجگنج) |
| حجم اثر | در حدود ۴۷۰۰ بیت |
| وزن شعری | مفعولُ مَفاعِلُن مَفاعیلْ |
| ریشه تاریخی داستان | قرن دوم هجری، ناحیه نجد در شبهجزیره عربستان |
| سفارشدهنده | اخستان شروانشاه (پادشاه شروان) |
| مدت زمان سرایش | کمتر از چهار ماه (در سال ۵۸۴ هجری) |
| شخصیتهای اصلی | قیس ابن الملوح عامری (مجنون) و لیلی عامریه |
| درونمایه اصلی | عشق نافرجام، عرفان، تقابل عقل و جنون، و بیماری عشق |
درباره داستان لیلی و مجنون
لیلی و مجنون نام یکی از مشهورترین منظومههای عاشقانه در ادب فارسی و اثر نظامی گنجوی است؛ منظومهای که سومین مثنوی از مجموعه پنجگانه او یعنی خمسه نظامی بهشمار میآید. این اثر روایت عشقی است که مرزهای عقل، عرف و جامعه را درمینوردد و به یکی از ماندگارترین اسطورههای عشق در فرهنگ ایرانی و اسلامی بدل میشود.
بیشتر پژوهشگران بر این باورند که بنمایههای اصلی داستان لیلی و مجنون پیش از نظامی در ادبیات شفاهی و اشعار عربی وجود داشته و نظامی با نبوغ شاعرانه خود این روایتهای پراکنده را به منظومهای منسجم، عمیق و کاملا ایرانیشده تبدیل کرده است. در باب واقعی یا افسانهای بودن شخصیت مجنون نیز دیدگاهها متفاوت است؛ برخی پژوهشگران برای او هویتی تاریخی قائلاند و برخی دیگر مجنون را چهرهای اسطورهای میدانند که ریشههایش به تمدنهای کهنتر بازمیگردد. برای مثال حشمت موید، ایرانشناس نامآور، بر این باور است که مجنون لقب شاعری عرب به نام قیس ابن الملوح عامری بوده که در قرن دوم هجری در ناحیه نجد شبهجزیره عربستان میزیسته است. قیس دلباخته دختری از همان قبیله به نام لیلی عامریه شد و این عشق نافرجام، او را به سرودن اشعاری سوزناک و سرشار از اندوه و شیفتگی واداشت؛ شعرهایی که بهسبب شدت دلبستگی و گسست او از هنجارهای اجتماعی لقب مجنون را برایش به ارمغان آورد. این سرودهها بعدها سینه به سینه نقل شد و زمینهای پدید آورد تا قرنها بعد نظامی گنجوی از دل این روایتها یکی از ماندگارترین منظومههای عاشقانه ادب فارسی را بیافریند. اگرچه نام لیلی و مجنون پیش از نظامی نیز در شعر فارسی دیده میشود، اما این نظامی است که برای نخستینبار این داستان را بهصورت منظومهای مستقل و یکپارچه در حدود ۴۷۰۰ بیت به زبان فارسی میسراید. این اثر به درخواست پادشاه شروان نوشته شد؛ سفارشی که خود نظامی چندان به آن دلبسته نبود و با این حال آن را در زمانی کوتاه به انجام رساند. وزن شعری این مثنوی (مفعولُ مَفاعِلُن مَفاعیلْ) نیز نوآورانه بود و پس از نظامی شاعران بسیاری از آن برای سرودن داستانهای عاشقانه الهام گرفتند.
منظومه لیلی و مجنون نظامی الهامبخش دهها نظیرهپردازی در ایران، هند و ترکستان شد و برخی شاعران بعدها روایت او را گسترش دادند یا دگرگون کردند. این اثر در مقایسه با منظومه خسرو و شیرین تصویری روشنتر از تفاوتهای فرهنگی میان جهان عرب و ایران ارائه میدهد. شخصیتها در روایت نظامی بیشتر جنبه نمادین دارند و دگرگونی آنها نه از مسیر حادثه، بلکه از عمق رنج، عشق و تقدیر شکل میگیرد. لیلی و مجنون بهسبب همین ویژگیها به زبانهای گوناگون ترجمه شده و جایگاهی جهانی در ادبیات عاشقانه یافته است.
سرایش داستان بهدست نظامی
در فاصله سدههای چهارم تا ششم هجری افسانهای عاشقانه با عنوان لیلی و مجنون به زبان عربی رواج داشت که ابوبکر والبی آن را به نگارش درآورده بود و در برخی نسخههای خطی ترجمهای فارسی نیز از آن دیده میشد. این روایت عامیانه بعدها بهدست اخستان شروانشاه، پادشاه شروان و پسر منوچهر، رسید. اخستان که از یکسو با این داستان عربی آشنا شده بود و از سوی دیگر از خواندن منظومه خسرو و شیرین نظامی گنجوی لذت برده بود، در اندیشه افتاد تا از نظامی بخواهد این قصه را به نظم فارسی درآورد.
با این همه نظامی در آغاز میلی به پذیرفتن این پیشنهاد نداشت. او بنمایه عربی داستان را کوتاه، کمحادثه و فاقد تنوع میدانست و معتقد بود چنین مایهای توان آن را ندارد که منظومهای بلند و پرورده بسازد. افزون بر این فضای زندگی بدویان بیاباننشین عرب، سرزمین خشک و بیآب و علف و نبود عناصر آشنای بزم، باغ، رود و شکوه شهریاری با ذوق شاعری که شیفته تصویرپردازی از جهان ساسانی و آیینهای پرجلوه بود سازگاری نداشت. خود نظامی نیز این ناهمخوانی را در ابیاتی آشکار بیان کرده است.
سرانجام اصرار پادشاه شروان و تشویق فرزند نظامی شاعر را به پذیرش این کار واداشت. نظامی برخلاف عادت همیشگیاش که سالها برای سرودن منظومههایی چون خسرو و شیرین یا مخزنالاسرار وقت میگذاشت، اینبار لیلی و مجنون را در مدتی بسیار کوتاه در کمتر از چهار ماه به پایان رساند و حتی خود تصریح کرده است که اگر گرفتاریهای دیگر نمیداشت، میتوانست آن را در چهارده روز بسراید. این منظومه در سال ۵۸۴ هجری سروده شد و چند سال بعد، در ۵۸۸ مورد بازبینی و اصلاح شاعر قرار و بهعنوان سومین منظومه نظامی هشت سال پس از خسرو و شیرین جای گرفت.
نظامی با وجود تکیه بر داستانی شناختهشده اثر خود را سخنی بکر میدانست و تصریح میکرد که مقصودش آفرینش بیانی تازه و اندیشهای نو بوده است؛ سخنی که پیش از او از ذهن و قلم دیگران نگذشته باشد. با این حال بیمیلی آغازین شاعر و شتاب در پایان کار در بخشهایی از کتاب لیلی و مجنون نظامی بازتاب یافته است؛ چنانکه در برخی صحنهها از جمله ماجرای خواستگاری پدر مجنون از لیلی ظرافت و بسطی که از قریحه توانای نظامی انتظار میرود، کمتر دیده میشود و روایت با سرعت و بیپیرایه به پایان میرسد. در کنار این آثار، ديوان پروين اعتصامی نیز از مجموعههای ارزشمند شعر فارسی است که با زبان و نگاه ویژه خود، جایگاه مهمی در ادبیات معاصر ایران دارد.
خلاصه داستان لیلی و مجنون
لیلی، دختری زیبا و نجیب از قبیله عامر و مجنون، جوانی شاعر، حساس و عاشقپیشه، از نخستین سالهای نوجوانی در مکتبخانه دل به یکدیگر میبازند. این دلبستگی ساده و کودکانه بهتدریج به عشقی سوزان و فراگیر تبدیل میشود؛ عشقی که دیگر نه در چارچوب عقل میگنجد و نه با قواعد جامعه سازگار است. آوازه این عشق دهان به دهان میگردد و مجنون که یکسره دل از جهان بریده است در نگاه مردم به دیوانگی متهم میشود و همین لقب برای همیشه با نام او میماند.
پدر لیلی که مردی بانفوذ و ثروتمند بوده، این دلدادگی را ننگ میداند و هرگز راضی نمیشود دخترش را به جوانی بسپارد که عقل و آرامش از کف داده است. تلاشهای مجنون و خاندانش به جایی نمیرسد و سرانجام لیلی را برخلاف میل باطنیاش به عقد مردی دیگر درمیآورند. این جدایی ضربهای سهمگین بر جان مجنون میزند؛ او از مردم میگریزد، به بیابان پناه میبرد و زندگیاش را به ناله، شعر و راز و نیاز با نام لیلی میگذراند.
آنچه نظامی در قالب شعر و اسطوره روایت میکند فروپاشی کامل مجنون در برابر عشقی ناکام تصادفی یا صرفاً شاعرانه نیست. عشقِ نافرجام و اجباریِ دوری از معشوق، در طول تاریخ پزشکی نیز پدیدهای شناختهشده بوده که از آن با عنوان «بیماری عشق» یاد میشده است.
همانطور که در وبسایت frontiersin نقل شده:
"Lovesickness is a widespread affliction resulting from unrequited love."
"بیماری عشق، رنجی است فراگیر که از عشقی نافرجام و بیپاسخ ناشی میشود."
سالها میگذرد و شوهر لیلی از دنیا میرود. مجنون بار دیگر روزنهای از امید میبیند و خود را به لیلی میرساند و مدتی کوتاه در کنار او میماند؛ اما این وصال دیرهنگام و ناتمام است. لیلی که عمری در حسرت عشق زیسته است، اندکی بعد در جوانی چشم از جهان فرو میبندد. مرگ لیلی پایان تابآوری مجنون است؛ او بر مزار معشوق مینشیند، با ناله و اندوه جان میسپارد و در همانجا آرام میگیرد.
در پایان این دو عاشق ناکام در کنار یکدیگر به خاک سپرده میشوند؛ گویی تنها مرگ توانسته است آنها را به وصالی همیشگی برساند. داستان لیلی و مجنون نماد عشقی مطلق، پاک و بیچشمداشت است؛ عشقی که در نرسیدن معنا مییابد و در مرگ جاودانه میشود.
بخشی از کتاب لیلی و مجنون نظامی
آیا تو کجا و ما کجاییم
تو زان کهای و ما تراییم
ماییم و نوای بینوایی
بسمالله اگر حریف مایی
افلاسخران جانفروشیم
خز پارهکن و پلاس پوشیم
از بندگی زمانه آزاد
غم شاد به ما و ما به غم شاد
تشنه جگر و غریق آبیم
شبکور و ندیم آفتابیم
گمراه و سخن ز رهنمایی
در ده نه و لاف کدخدایی
ده رانده و دهخدای نامیم
چون ماه به نیمهٔ تمامیم
بیمهره و دیده حقه بازیم
بیپا و رکیب رخش تازیم
جز در غم تو قدم نداریم
غمدار توییم و غم نداریم
در عالم اگرچه سست خیزیم
در کوچگه رحیل تیزیم
گویی که بمیر در غمم زار
هستم ز غم تو اندرین کار
آخر بزنم به وقت حالی
بر طبل رحیل خود دوالی
گرگ از دمه گر هراس دارد
با خود نمد و پلاس دارد
شبخوش مکنم که نیست دلکش
بیتو شب ما و آنگهی خوش
نا آمده رفتن این چه ساز است؟
ناکشته درودن این چه راز است؟
با جان منت قدم نسازد
یعنی که دو جان بهم نسازد
تا جان نرود ز خانه بیرون
نایی تو از این بهانه بیرون
جانی به هزار بار نامه
معزول کنش ز کارنامه
جانی به از این بیار در ده
پایی به از این به کار در نه
هر جان که نه از لب تو آید
آید به لب و مرا نشاید
وان جان که لب تواش خزانهست
گنجینهٔ عمر جاودانهست
بسیار کسان ترا غلاماند
اما نه چو من مطیع ناماند
تا هست ز هستی تو یادم
آسوده و تندرست و شادم
وانگه که ز دل نیارمت یاد
باشم به دلی که دشمنت باد
زین پس تو و من، من و تو زین پس
یک دل به میان ما دو تن بس
وان دل دل تو چنین صواب است
یعنی دل من دلی خراب است
صبحی تو و با تو زیست نتوان
الا به یکی دل و دو صد جان
در خود کشمت که رشته یکتاست
تا این دو عدد شود یکی راست
چون سکهٔ ما یگانه گردد
نقش دویی از میانه گردد
بادام که سکه نغز دارد
یک تن بود و دو مغز دارد
من با توام آنچه مانده بر جای
کفشی است برون فتاده از پای
آنچ آن من است با تو نور است
دورم من از آنچه از تو دور است
تن کیست که اندرین مقامش
بر سکهٔ تو زنند نامش
سر نزل غم تو را نشاید
زیر علم تو را نشاید
جانیست جریده در میان چست
وان نیز نه با من است با تست
تو سگدل و پاسبانْت سگروی
من خاک ره سگان آن کوی
سگبانی تو همیگزینم
در جنب سگان از آن نشینم
یعنی ددگان مرا به دنبال
هستند سگان تیز چنگال
تو با زر و با درم همه سال
خالت درم و زر است خلخال
تا خال درموش تو دیدم
خلخال ترا درم خریدم
ابر از پی نوبهار بگریست
مجنون ز پی تو زار بگریست
چرخ از رخ مه جمال گیرد
مجنون به رخ تو فال گیرد
هندوی سیاه پاسبان است
مجنون به بر تو همچنان است
بلبل ز هوای گل به گرد است
مجنون ز فراق تو به درد است
خلق از پی لعل میکند کان
مجنون ز پی تو میکند جان
یارب چه خوش اتّفاق باشد!
گر با منت اشتیاق باشد
مهتابشبی چو روز روشن
تنها من و تو میان گلشن
من با تو نشسته گوش در گوش
با من تو کشیده نوش در نوش
در بر کشمت چو رود در چنگ
پنهان کنمت چو لعل در سنگ
گردم ز خمار نرگست مست
مستانه کشم به سنبلت دست
بر هم شکنم شکنج گیسوت
تا گوش کشم کمان ابروت
با نار برت نشست گیرم
سیب زنخت به دست گیرم
گه نار ترا چو سیب سایم
گه سیب تو را چو نار خایم
گه زلف برافکنم به دوشت
گه حلقه برون کنم ز گوشت
گاه از قصبت صحیفه شویم
گه با رطبت بدیهه گویم
گه گرد گلت بنفشه کارم
گاهی ز بنفشه گل برآرم
گه در بر خود کنم نشستت
گه نامهٔ غم دهم به دستت
یار اکنون شو که عمر یار است
کار است به وقت و وقت کار است
چشمه منما چو آفتابم
مفریب ز دور چون سرابم
از تشنگی جمالت ای جان
جو جو شدهام چو خالت ای جان
یک جو ندهی دلم در این کار
خوناب دلم دهی به خروار
غم خوردن بیتو میتوانم
می خوردن با تو نیز دانم
در بزم تو می خجسته فال است
یعنی به بهشت می حلال است
این گفت و گرفت راه صحرا
خون در دل و در دماغ صفرا
وان سرو رونده زان چمنگاه
شد رویگرفته سوی خرگاه
ابعاد عرفانی و نمادشناسی عشق در منظومه لیلی و مجنون
در پسِ پرده این عاشقانه سوزناک، لایهای عمیق از مفاهیم عرفانی و صوفیانه نهفته است که خوانش داستان را از یک عشق زمینیِ نافرجام به یک سلوک روحانی ارتقا میدهد. در ادبیات عرفانی ایران، «لیلی» تنها یک دختر زیباروی بادیهنشین نیست؛ بلکه تجلیِ بینقص از زیبایی مطلق و «معشوق الهی» است که دسترسی به آن نیازمند گذشتن از تمام وابستگیهای دنیوی است. در نقطه مقابل، «مجنون» نماد بیبدیل «سالک» یا جویندهای است که در مسیر رسیدن به حقیقت، از عقل مصلحتاندیش عبور کرده و به وادی جنون عشق پا میگذارد.
دلیل اینکه مجنون در نهایت از وصال فیزیکی با لیلی سر باز میزند و حتی در زمان دیدارهای کوتاه، تاب نگاه کردن به او را ندارد، رسیدن به مقام «فنا» است. او آنچنان در وجود معشوق غرق و حل شده است که دیگر نیازی به حضور فیزیکی او نمیبیند؛ تا جایی که میگوید: «من با توام، آنچه مانده بر جای / کفشی است برون فتاده از پای». این نگاه نمادین، منظومه نظامی را به اثری چندبعدی تبدیل کرده است که نهتنها عاشقان، بلکه عارفان و اندیشمندان نیز قرنهاست در پی کشف رازهای سربهمهر آن هستند.
خرید و قیمت کتاب لیلی و مجنون
اگر قصد خرید کتاب لیلی و مجنون را دارید، باید بدانید نسخههای متعددی با تصحیحها، قطعها و کیفیتهای مختلف در بازار کتاب موجود است؛ از چاپهای نفیس و مصور گرفته تا نسخههای ساده و اقتصادی برای مطالعه روزمره. قیمت کتاب لیلی و مجنون بسته به ناشر، نوع تصحیح (دانشگاهی، گزیده، نثر، همراه با شرح و ...)، کیفیت کاغذ و جلد متفاوت است و معمولا در بازهای قرار میگیرد که دسترسی به این اثر کلاسیک را برای بیشتر علاقهمندان ممکن میسازد.
با این همه آنچه در این نوشته آمده است تنها بخشی کوتاه و گذرا از جهان لیلی و مجنون است. حقیقت این داستان آنجا است که خود کتاب گشوده میشود؛ جایی که رنج، شور، جنون و سکوت عاشقانه بیت به بیت جان میگیرد. لیلی و مجنون از آن آثاری نیست که با خلاصه و نقل قول شناخته شود؛ باید اصل منظومه را خواند تا فهمید نظامی چگونه عشق را تا مرز فرسودن جان پیش میبرد. اگر کسی بخواهد بداند این عشق دقیقا چیست و چطور جان میگیرد و به پایان میرسد، چارهای جز خرید کتاب و نشستن پای خود متن ندارد. در کنار این منظومه، گلستان سعدی نیز از آثار ماندگار ادبیات فارسی است که مطالعه آن میتواند مخاطب را با یکی دیگر از جلوههای برجسته نثر و حکمت ایرانی آشنا کند. شما میتوانید بهترین کتاب لیلی و مجنون را در قطع جیبی و نیمجیب از مجموعه کالای نفیس خریداری کنید.
جمعبندی
داستان لیلی و مجنون فراتر از یک قصه عاشقانه ساده، نمادی از دلدادگی بیقیدوشرط و رنجی خودخواسته است که در نهایت به جنونی آگاهانه ختم میشود. نظامی گنجوی با مهارتی بینظیر، روایتی پراکنده و بدوی از بیابانهای عربستان را با وجود بیمیلی اولیهاش، به یکی از غنیترین و تاثیرگذارترین منظومههای ادب فارسی بدل کرد. این اثر به زیبایی نشان میدهد که چگونه عشقی ناکام میتواند انسان را از روزمرگی رها کرده و او را به اسطورهای جاودانه در تاریخ ادبیات مشرقزمین تبدیل کند.
در نهایت، درک حقیقی و عمیق این شاهکار تنها با خواندن ابیات پرشور خود کتاب میسر میشود؛ جایی که هر واژه آن تجلیگر سوز درون مجنون و اندوه سنگین لیلی است. تنوع بالایی از نسخههای این کتاب، از چاپهای نفیس گرفته تا نمونههای جیبی و اقتصادی، در دسترس علاقهمندان قرار دارد تا هر مخاطبی بتواند با تهیه آن، غرق در تجربه بیبدیل خوانش ادبیات کلاسیک ایران شود.
سوالات متداول
لیلی و مجنون اثر کیست و چه جایگاهی در ادبیات دارد؟
این منظومه سومین مثنوی از مجموعه پنجگانه (خمسه) نظامی گنجوی است و یکی از مشهورترین شاهکارهای عاشقانه و ماندگار در ادب فارسی به شمار میآید.آیا داستان لیلی و مجنون یک روایت کاملاً واقعی است؟
دیدگاهها در این باره متفاوت است؛ برخی پژوهشگران مجنون (قیس عامری) را شخصیتی تاریخی در شبهجزیره عربستان میدانند و گروهی دیگر آن را چهرهای اسطورهای با ریشههای کهن در نظر میگیرند.چرا نظامی در ابتدا علاقهای به سرودن این منظومه نداشت؟
نظامی معتقد بود بنمایه عربی این داستان بسیار کوتاه، کمحادثه و فاقد تنوع است و فضای خشک بیاباننشینی با ذوق تصویرپردازی او از بزمها و باغهای پرشکوه سازگاری ندارد.- نظامی گنجوی سرایش منظومه لیلی و مجنون را در چه مدت زمانی به پایان رساند؟
نظامی این منظومه حدوداً ۴۷۰۰ بیتی را برخلاف عادت همیشگیاش که سالها برای خلق آثارش زمان میگذاشت، در مدت زمان بسیار کوتاهی و در کمتر از چهار ماه به پایان رساند. - سرودن داستان لیلی و مجنون به درخواست چه کسی انجام شد؟
این شاهکار ادبی به درخواست و سفارش مستقیم اخستان شروانشاه، پادشاه شروان و با تشویق فرزند نظامی به نظم درآمده است.