فیلتر های فروشگاه
فیلتر براساس قیمت:
اندازه
نوع کاغذ
جنس
نوع کاور
فال
صنایع دستی
خودکار و روان نویس
چاپ داخل
خط
کتاب دیوان حافظ کتابی نیست که هر روز از آن استفاده شود، اما بدون شک کتابی است که آدم بارها به آن برمیگردد. گاهی برای لذت، گاهی برای فهم، گاهی برای پرسش و گاهی فقط برای درنگی کوتاه. حافظ از آن شاعرهایی است که شعرش در قفسه نمیماند؛ روی میز میآید، باز میشود، ورق میخورد و دوباره بسته میشود؛ بیآنکه تمام و غیر قابل استفاده شود. در چنین مواجههای شکل و قطع کتاب اتفاقی نیست. دیوان حافظ وزیری، به عنوان یک کتاب نفیس نه آنقدر بزرگ است که میان شما و خود فاصله بیندازد و نه آنقدر کوچک که از وقار و متانت شعر کم کند. این قطع حافظ را از حالت یک کتاب نفیس که باید فقط در کتابخانه بماند بیرون میآورد و به کتابی قابل زیستن تبدیل میکند؛ کتابی برای خواندنهای مکرر، برای فال گرفتنهای شبانه، برای برگشتن به یک بیت و مکث کردن روی یک معنا.
در این راهنما قرار است بدون هیچ کم و کاستی هر آنچه که باید از حافظ و دیوانش بدانید را پیش رویتان قرار دهیم. هدف این است که پیش از خرید، تصویر روشنی از انتخابتان داشته باشید و بدانید دیوان حافظی که به دست میگیرید، قرار است چه جایگاهی در زندگی شما پیدا کند.
دیوان حافظ
دیوان حافظ مجموعهای است از همه اشعار برجامانده از این شاعر بزرگ قرن هشتم هجری؛ مجموعهای که بخش عمده آن به زبان فارسی سروده شده است، اما در میان آن اشعار ملمع و حتی یک غزل کاملا عربی نیز دیده میشود. هسته اصلی دیوان را غزلیات تشکیل میدهد؛ قالبی که حافظ در آن به اوج خلاقیت زبانی، فکری و موسیقایی خود رسیده است. در کنار غزلها آثاری در قالبهای دیگر چون قطعه، قصیده، مثنوی و رباعی نیز در دیوان وجود دارد، هرچند وزن و اهمیت آنها در قیاس با غزلیات کمتر است.
هیچ نشانهای دال بر نابودی بخش بزرگی از اشعار حافظ در دست نیست و از آنجا که او در زمان حیات خود شاعری نامدار و پرآوازه بوده است، کم بودن شمار اشعار موجود در دیوان به احتمال زیاد نشاندهنده آن است که حافظ شاعری کمکار اما سختگیر و گزیدهگو بوده است. شمار غزلهایی که اصالت آنها بهطور کلی مورد پذیرش حافظپژوهان قرار گرفته کمتر از پانصد غزل است. در مقابل، رباعیات منسوب به حافظ از اعتبار بالایی برخوردار نیستند و اصالت آنها محل تردید جدی است؛ به همین دلیل در برخی تصحیحات معتبر از جمله ویرایش هوشنگ ابتهاج، رباعیات به کلی کنار گذاشته شدهاند.
به احتمال فراوان نخستین گردآورنده دیوان حافظ پس از درگذشت او محمد گلندام بوده است. هرچند گزارشهایی تاییدنشده وجود دارد که حافظ خود در حدود سال ۷۷۰ هجری قمری اشعارش را ویرایش کرده است، اما هیچ نسخه خطی از چنین تدوینی در دست نیست. کهنترین نسخههای شناختهشده دیوان حافظ چه در ایران و چه در اروپا به حدود سی تا شصت سال پس از مرگ شاعر بازمیگردند و اغلب کمتر از پانصد شعر دارند؛ در حالی که نسخههای متاخرتر شمار اشعار بیشتری را دربر میگیرند.
نخستین تصحیح تاریخی اثرگذار دیوان حافظ را سودی بوسنوی، مترجم و شارح عثمانی، فراهم آورد؛ تصحیحی که برای مدتها مرجع مهم حافظشناسی بهشمار میرفت و مبنای کار هرمان بروکهاوس در تدوین نسخهای سهجلدی با ۶۹۲ شعر شد. قرن بیستم میلادی اما نقطه عطفی در حافظپژوهی نوین ایران بهشمار میآید. در این دوره تصحیحها و پژوهشهای انتقادی جدیتری پدید آمد که جایگاه علمی دیوان حافظ را تثبیت کرد.
در میان تصحیحهای معاصر سه نسخه بیش از دیگران محل توجه قرار گرفتهاند:
- نسخه عبدالرحیم خلخالی (چاپ ۱۹۲۷ میلادی، تهران) با ۴۹۵ شعر که بر پایه نسخهای کهن از سال ۸۲۸ هجری تدوین شد، اما به دلیل خطاهای متنی اعتبارش کاهش یافت.
- نسخه حسین پژمان (چاپ ۱۹۳۶ میلادی، تهران) با ۹۹۴ شعر که شمار زیادی از آنها مشکوک دانسته شدهاند
- نسخه محمد قزوینی و قاسم غنی (چاپ ۱۹۴۱ میلادی، تهران) با ۵۷۶ شعر که همچنان معتبرترین و علمیترین تصحیح دیوان حافظ بهشمار میآید و بر اساس چند نسخه بسیار کهن تدوین شده است، هرچند فاقد ساختار انتقادی مدرن است.
افزون بر اینها هلموت ریتر نیز تصحیحی تازه بر پایه نسخههای اولیه ارائه کرده و بهطور کلی دیوان حافظ از سده نوزدهم میلادی به بعد حضوری جدی در فرهنگ غرب نیز یافته است که مهمترین بارقههای آن را میتوان در نگاه و اندیشه گوته هنگام سرودن دیوان غربی - شرقی مشاهده کرد.
در مجموع دیوان حافظ نه فقط مجموعهای از اشعار یک شاعر، بلکه متنی زنده، چندلایه و بینافرهنگی است؛ کتابی که هم در سنت ادبی فارسی و هم در گفتمان جهانی شعر و اندیشه جایگاهی یگانه یافته است.
سبک اشعار حافظ در دیوان
حافظ بیش از آنکه شاعر ابداع و گسست باشد، شاعر کمال و تداوم است؛ کمالبخش سنتهایی که طی سدههای پیش از او در شعر فارسی شکل گرفته و پخته شده بودند. عظمت شعر حافظ نه در اختراع قالبی نو، بلکه در بهکارگیری هوشمندانه و فشرده میراث ادبی پیشینیان و رساندن آن به بالاترین حد ظرافت و کارآمدی جلوه میکند.
در توصیف کلی سبک شعری حافظ میتوان بر دو ویژگی بنیادین انگشت گذاشت:
- نخست، تراکم و فشردگی چشمگیر عناصر ادبی، مفهومی و زبانی که از سنت شعر فارسی به او رسیده است.
- دوم، تسلط کمنظیر او بر اصول بلاغت، سبکشناسی و ظرایف بیان.
حافظ در ظاهر از همان موضوعات آشنا و واژگان معیار شعر کلاسیک بهره میگیرد و از لذت و رنج، مرگ و گذر زمان، انسان، عشق، اخلاق، دین و تجربه عرفانی سخن میگوید، اما آنچه شعر او را از آثار پیشینیان متمایز میسازد، نحوه پرداخت این مضامین است. او با مهارتی زبانی و بلاغی این مفاهیم موروثی را از سطح تکرار فراتر میبرد و به لایههایی چندمعنایی، پیچیده و تاویلپذیر بدل میکند؛ بهگونهای که هر بیت میتواند همزمان حامل معناهای اخلاقی، عرفانی، اجتماعی و حتی سیاسی باشد.
از این منظر سبک شعری حافظ نه تقلید صرف از گذشته است و نه گسستی رادیکال از آن؛ بلکه نقطه تلاقی سنت و خلاقیت و نمونهای کممانند از بالندگی درونزاد شعر فارسی بهحساب میآید. در ادامه میتوان عناصر و مولفههای اصلی این سبک را به تفصیل بررسی کرد؛ مولفههایی که هر یک نقشی اساسی در شکلگیری جهان شعری حافظ ایفا کردهاند.
مدح تغزلی
به باور شبلی نعمانی حافظ نخستین شاعری است که بیآنکه زبان تغزلی غزل را مخدوش کند، افق موضوعی آن را از دایره عشق فراتر برده و به حوزههایی چون اخلاق، فلسفه، عرفان، وعظ و حتی سیاست گسترش داده است. از این رو ارزیابی نقش حافظ در تکامل غزل تنها زمانی ممکن است که پیوند او با سنت پیشینیان و نسبتش با شاعران همعصرش به دقت در نظر گرفته شود.
حافظ در هر دو قلمرو غزل و مدیحه دست به دگرگونی بنیادین زد و کارکردی تازه برای غزل پدید آورد؛ کارکردی که پیش از او بهطور سنتی در اختیار قصیده بود. او نیز همچون دیگر شاعران روزگار خود به ستایش بزرگان و بلندپایگان شیراز میپرداخت، اما آگاهانه قالب غزل را بهجای قصیده برمیگزید. کوتاهی ذاتی غزل سبب میشد مدح به یک یا دو بیت محدود شود و دیگر ابیات همچنان در فضای عشق، بزم و تغزل باقی بمانند. در نتیجه عناصر و استعارههای کامگرایانه غزل با واقعیتهای بیرونی پیوند میخورد و مرز میان معشوق تغزلی و ممدوح واقعی از میان برداشته میشد؛ چنانکه به تعبیر ریپکا در شعر حافظ معشوق همان ممدوح است.
استقلال معنایی ابیات
یکی از شاخصترین ویژگیهای سبک حافظ استقلال ابیات و نبود وحدت خطی و روایی در غزلها است؛ ویژگی که از دیرباز محل بحث بوده است. منتقدانی این پراکندگی ظاهری را نشانه فقدان انسجام دانستهاند، اما پژوهشگرانی چون آرتور آربری بر این باورند که وحدت شعر حافظ نه در پیوستگی موضوعی کلاسیک، بلکه در شبکهای ظریف از تصویرها، کنایهها و مفاهیم مرکزی محدود نهفته است.
در برابر این دیدگاه گروهی از حافظپژوهان مانند ریپکا و ویکنز این تفسیر را نپذیرفتهاند، در حالی که کسانی چون شمیسا و خرمشاهی از رابطهای پنهان و بسیار ظریف میان ابیات سخن گفتهاند. خرمشاهی نوآوری اصلی حافظ را در تکبیتهای مستقل و خوشساخت میداند و این ویژگی را متاثر از ساختار معنایی سورههای قرآن تلقی میکند. از نظر محتوایی شعر حافظ در سه فضای عاشقانه، عارفانه و مدحی حرکت میکند و از سنت شاعران تلفیقی چون خواجوی کرمانی، سلمان ساوجی و عبید زاکانی تاثیر پذیرفته است، بیآنکه هویت مستقل خود را از دست بدهد.
تلفیق غزل عاشقانه و عارفانه
یکی از بنیادیترین نوآوریهای حافظ آمیختن غزل عاشقانه و غزل عارفانه در ساختاری واحد است. او افق فکری مولوی و خیام را با زبان و لطافت سخن سعدی پیوند زد و در کنار آن عناصری چون طنز، نقد اجتماعی و اشارات سیاسی را وارد غزل کرد. این پیوند نه بهصورت کنار هم نشاندن ساده، بلکه از راه هنرمندانه ایهام تحقق یافت؛ بهگونهای که یک بیت میتواند همزمان خوانشی عاشقانه و تفسیری عارفانه داشته باشد.
پیش از حافظ غزل عاشقانه با سعدی و غزل عارفانه با مولوی به اوج رسیده بود و ادامه هر یک بهتنهایی، امکان نوآوری چندانی نداشت. حافظ با درهمآمیختن این دو سنت راه تازهای پیش پای غزل گذاشت؛ راهی که در آن زبان بلیغ، چندلایه و فشرده حامل مضامینی بلند و تاویلپذیر شد و غزل فارسی را به مرحلهای تازه از کمال رساند.
موسیقی
شعر حافظ از نظر موسیقایی یکی از غنیترین نمونههای شعر فارسی است و این غنا تنها به وزن عروضی محدود نمیشود. موسیقی شعر او هم در لایه بیرونی (وزن و بحر)، هم در لایه درونی (تکرار آواها، تناسب حروف، همنشینی واجها و ضرباهنگ جمله) و هم در موسیقی کناری یا حاشیهای (قافیه، ردیف و بازتاب آوایی واژگان کلیدی) حضور پررنگ دارد. همین چندلایگی موسیقایی باعث شده است شعر حافظ حتی پیش از فهم معنا، شنیده شود و اثر بگذارد؛ گویی معنا بر شانه صدا حرکت میکند و موسیقی شعر را به حافظه و احساس خواننده پیوند میزند.
بهکارگیری صور خیال
زبان حافظ زبانی تصویری چندلایه و عمیقا استعاری است؛ واژگان در شعر او تنها حامل معنا نیستند، بلکه در شبکهای از نسبتها و تداعیها با یکدیگر پیوند میخورند. از نگاه پژوهشگرانی چون مرتضوی و خانلری ایهام مهمترین شاخصه زبان حافظ است؛ عنصری که به کلمه امکان میدهد همزمان چند معنا را حمل کند و شعر را به میدان تفسیرهای گوناگون بکشاند. در کنار ایهام، مجموعه صور خیال نظیر تشبیه، استعاره، تمثیل و تشخیص نقشی بنیادین در شکلگیری جهان شعری حافظ دارد. دگرگونی پی در پی تصاویر و بنمایهها در غزل حافظ گاه این توهم را پدید میآورد که موضوع شعر تغییر کرده است؛ در حالی که غالبا شاعر یک درونمایه واحد را از مسیر تصویرهای متنوع و پیدرپی بیان میکند. از همینرو در تحلیل شعر حافظ باید میان موضوع و شیوه بیان موضوع مرز باریکی قائل شد. تراکم و چرخش مداوم صور خیال سبب شده است که برخی غزلهای حافظ فاقد انسجام ظاهری به نظر برسند و ابیات مستقل تصور شوند؛ تصوری که حتی در تفاوت چینش ابیات در نسخههای گوناگون دیوان نیز بازتاب یافته است. با این حال این پراکندگی ظاهری نتیجه مهارت حافظ در بهکارگیری استعارههای چندگانه برای بازنمایی یک معنا است، نه فقدان ساختار.
نمونه روشن این هنر غزلهایی است که در آنها معشوق در چند بیت پیاپی با تصاویر گوناگون وصف میشود؛ گاه «غزال»، سپس «شکرفروش»، بعد «گل» و سرانجام «صیاد» و در مقابل، عاشق نیز از «آواره کوه و بیابان» به «طوطی شکرخا»، «عندلیب شیدا» و «مرغ دانا» دگرگون میشود. مخاطب روزگار حافظ با این گنجینه تصویری آشنا بود و از او انتظار میرفت از دل این تصویرها معنایی کلی و منسجم بیافریند. از همینجا است که شعر حافظ نه با یک خوانش، بلکه با لایههای متعدد فهم و تفسیر زنده میماند.
طنز و آیرونی
یکی دیگر از ارکان مهم سبک حافظ طنز است؛ عنصری که برای نخستینبار گوته به نقش محوری آن در شعر حافظ توجه کرد. در میان پژوهشگران ایرانی نیز مرتضوی از پیشگامانی بود که در کنار ایهام بر لحن عنادی و استهزاآمیز حافظ انگشت گذاشت. پس از او دادبه طنز را مولفهای سبکی دانست که بسیاری از نمونههای ایهام در خدمت بیان انتقاد و طعن پنهان قرار میگیرند و خرمشاهی نیز طنز و طربناکی را از ویژگیهای شاخص شعر حافظ برشمرد.
به گفته سیروس شمیسا میتوان با اطمینان گفت که دو ستون اصلی سبک حافظ ایهام و طنز است؛ با این تفاوت که طنز حافظ بسیار ظریف، لایهلایه و غیرمستقیم است و درک آن بدون آشنایی با زمینههای کلامی، عرفانی و اجتماعی عصر شاعر دشوار خواهد بود. این طنز از نوع طنز هوراسی است؛ طنزی که بیش از آنکه نیشدار و آزارنده باشد، نشاطآور است و حتی گاه خود شاعر را نیز در دایره طعن و انتقاد قرار میدهد. از همین رو میتوان طنز حافظ را نه هجو، بلکه نوعی طنز متعالی دانست؛ طنزی که لبخند اهل اندیشه را برمیانگیزد.
در پیوند با همین ویژگی شعر حافظ واجد ساختارهای متضادنما است؛ جایی که یک گزاره میتواند همزمان حامل معنای مثبت و منفی باشد، طبیعی و غیرطبیعی جلوه کند یا در سطحی درست و در سطحی دیگر نادرست بهنظر آید. این دوگانگی آگاهانه اگر به نتیجه طنز بینجامد، در بلاغت غربی آیرونی نامیده میشود؛ یعنی همنشینی آسمان و زمین، عرفان و واقعیت یا زبان دینی و مدحی در یک بافت واحد. همین آیرونی است که شعر حافظ را از قطعیت میرهاند و آن را به متنی زنده، چندصدا و تفسیرپذیر بدل میکند.
اقتباس
به باور یان ریپکا حافظ بیش از آنکه مضمونآفرین باشد، مضمونپرداز است؛ یعنی مواد اولیه شعر خود را از سنت شعری پیشینیان و همعصرانش میگیرد، اما در همان چارچوبهای آشنا نگاه انتقادی به جامعه و زمانه میاندازد و تجربهها و دغدغههای شخصی خود را بیان میکند. به تعبیر دیگر نوآوری حافظ نه در اختراع موضوع، بلکه در نحوه پرداخت و جانبخشی دوباره به آنها است.
فتحالله مجتبایی نیز بر این نکته تاکید دارد که حافظ در انتخاب بهترین ترکیب لفظ و معنا در میان شاعران فارسیزبان جایگاهی یگانه دارد. او از شاعران بزرگی چون رودکی، فردوسی و امیرمعزی گرفته تا معاصران خود اقتباس میکند، اما این اقتباسها هرگز تقلید صرف نیستند؛ بلکه در مواجهه با زبان و ذهن حافظ چنان دگرگون میشوند که از متن اصلی فراتر میروند و جلوهای تازه و برتر مییابند؛ گویی شاعر آگاهانه میخواهد توان هنری خود را در این مقایسه آشکار کند.
سیروس شمیسا نیز معتقد است توجه حافظ به شعر گذشتگان گاه بسیار گسترده و حتی افراطی است، اما چون او شاعری صاحبسبک است، این وامگیریها در شعرش استحاله میشوند و هویت تازهای پیدا میکنند. تا جایی که در ذهن مخاطب اصل مضمون به نام حافظ شناخته میشود، نه شاعر پیشین. همین توانایی در جذب، دگرگونی و تعالی میراث شعری گذشته یکی از رازهای ماندگاری و برتری دیوان حافظ بهشمار میآید.
خرید و قیمت دیوان حافظ وزیری
دیوان حافظ در قطع وزیری یکی از بهترین و پرطرفدارترین انتخابها برای علاقهمندان به شعر و ادب فارسی است؛ انتخابی که میان خوانایی، خوشدستی و اصالت کتاب توازن برقرار میکند. قطع وزیری نه آنقدر بزرگ است که کتاب را به اثری صرفا کتابخانهای تبدیل کند و نه آنقدر کوچک که از لذت خواندن غزلهای حافظ بکاهد. همین اندازه استاندارد باعث میشود دیوان حافظ وزیری هم برای مطالعه روزمره مناسب باشد و هم برای هدیه دادن انتخابی شایسته و ماندگار بهحساب آید.
از مهمترین مزایای دیوان حافظ در قطع وزیری میتوان به راحتی ورق زدن، فاصله مناسب سطرها و خوانایی بهتر اشعار اشاره کرد. در این قطع صفحهآرایی معمولا بهگونهای انجام میشود که غزلها نفس میکشند؛ نه فشرده و خستهکنندهاند و نه پراکنده و ناپیوسته. همین ویژگی باعث میشود مخاطب بتواند با تمرکز و آرامش وارد فضای چندلایه و تاویلپذیر شعر حافظ شود؛ ویژگی که برای دیوانی با چنین عمق معنایی اهمیت زیادی دارد.
قیمت دیوان حافظ وزیری به عوامل متعددی بستگی دارد. نوع تصحیح و اعتبار متن (مانند تصحیح قزوینی - غنی یا دیگر نسخههای معتبر)، کیفیت کاغذ، نوع جلد (ساده، گالینگور، چرمی یا نفیس)، کیفیت چاپ و صحافی و همچنین وجود یا عدم وجود شرح و توضیح واژگان همگی در تعیین قیمت نهایی اثر نقش دارند. به همین دلیل بازه قیمتی دیوان حافظ وزیری متنوع است و میتوان از نسخههای اقتصادی و ساده تا چاپهای نفیس و ماندگار انتخابهای مختلفی داشت.
اگر هدف مطالعه منظم و انس روزانه با شعر حافظ باشد، نسخههایی با کاغذ باکیفیتی، چاپ خوانا و جلد مقاوم انتخاب منطقیتری هستند. در مقابل، برای هدیه دادن یا نگهداری بلندمدت دیوانهای وزیری نفیس با طراحی فاخر و صحافی بادوام ارزش افزوده بیشتری دارند و بهعنوان یک اثر فرهنگی ماندگار شناخته میشوند.
در نهایت خرید دیوان حافظ وزیری صرفا تهیه یک کتاب نیست؛ بلکه انتخاب همراهی است برای سالها خواندن، تامل و حتی فال گرفتن با شعر شاعری که لایهلایه معنا را در دل کلام خود پنهان کرده است. علاقهمندان میتوانند دیوان حافظ وزیری را با کیفیتهای متنوع و متناسب با نیاز و سلیقه خود از مجموعه کالای نفیس تهیه کنند و انتخابی مطمئن و شایسته داشته باشند.
